سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
355
تاريخ ايران ( فارسى )
سمتى بوى حملهور شوند و خودش شخصا راه بسيار سخت ولى كوتاهترى را اختيار نموده به طرف آبشار خزر راند . عدهاى از رجال فوق العاده ممتاز پارس كه در ركاب داريوش بودند با والى ( استاندار ) هيركانيا و پارت بنزد وى آمدند . در ( زادراكرت ) پايتخت هيركانيا كه محتمل است محل استراباد ( گرگان ) ، و يا قريب به آن باشد اين سه قسمت قشون بهم ملحق گرديدند . در اين هنگام جمعى ديگر از نجبا و اشراف پارس باتفاق والى تپورستان و هزار و پانصد تن قشون اجير يونانى بنزد او آمده اطاعت خودشان را عرضه نمودند . زمان توقف قشون در هيركانى مردها يا ماردها كه در مغرب تپورى وزير دماوند ساكن بودند بناى هجوم و حمله را گذارده ولى به آسانى جلوگيرى و مغلوب شده و در تحت حكومت نائب السلطنهء تپورى كه دوباره بمقام خود منصوب شده بود قرار گرفتند . اسكندر در ( زادراكرت ) بعد از مراجعت از جنگ ماردها قربانى كرد و جنگ ژيمناستيكى به پا نمود ، آنگاه در مسطورات آريان ميخوانيم كه « بعد از اين نمايش به طرف پارت حركت كرده و از اينجا بحدود اريا و سوسيا شهرى از نواحى آنجا داخل گرديد . » عموما تصور ميكنند كه اسكندر از سمت جنوبى البرز گذشته و در شاهرود داخل جادهء تهران و مشهد شده است ولى اين تصور چنان كه غالبا اتفاق ميافتد گويا ناشى از نارسائى اطلاع به اين ناحيه بوده و بعد طرف قبول نويسندهء بعد از نويسندهء ديگر شده بدون اينكه تحقيقى به عمل آرند ، ولى با عدم دسترسى باطلاعات صحيحه اقرب بعقل آن است كه فاتح بزرگ مقدونى بدرّهء حاصلخيز گرگان كه استرآباد در آنجا واقع است رفته و ازين درّه دو راه خارج مىشود يكى درّهء ( نوده ) كه بواسطهء كوهستان به پورسيان و ناردين ميگذرد و ديگر به تنگهء گرگان ميرسد و اين دو راه هردو از چمن معروف قالپش يا گالپوش عبور مىكند ، چنان كه در افسانهها نيز مشهور است اسكندر در آنجا اردو زده لشكريان خود را راحت داد . راهى كه از آن داخل درّهء كشف رود مىشود و شامل سوسيا يا طوس و مشهد كنونى است باينجهت تعيين شده كه در آنجا در ديوار جبال شكافى واقع است كه براى عبور لشكر يا ارابههاى حملونقل مناسب مىباشد . نگارنده در سنهء 1908 از اين راه عبور كرده و شكى از اينكه اسكندر از اين راه گذشته است براى من باقى